تبلیغات
معصومانه - ...

معصومانه

من روی صورتم سه تا خال ریز قهوه ای داشتم، یک روز قبل از عید دخترخاله ام گفت: "برو برشون دار." باهم رفتیم وقت دکتر گرفتیم. ولی مادرم که فهمید گفت: "نرو. تو چه میدونی دستگاهش چیه؟ اگر بد باشه صورتت لک میاره و ... صبر کن یه جای بهتری برو."
تا عید تمام شد و من وقت کردم بروم دکتر، امروز عصر شد. الان نیم ساعتی می شود که از مطب دکتر برمیگردم. روی صورتم سه تا قلمبه ی سفید زینک روی خالهای برداشته شده است.
قبل از اینکه دکتر کار را شروع کند از منشی هزینه را سوال کردم. ولی گفت: "قابل نداره، این حرفا چیه؟" خلاصه نگفت!
 
دکتر از من بابت ویزیت 25 هزار تومان گرفت و بابت لیزر خال ها 130 هزار تومان. در حالی که قبل از عید دکتری که میخواست برایم بردارد گفت 40 هزار تومان بدون ویزیت!!

از نظر مادر و پدرم، من یک دختر ساده و تعارفی هستم که هر کسی راحت می تواند سرم کلاه بگذارد و من نمیتوانم حقم را بگیرم. این فکر آنها، قدرت تصمیم گیری من را مختل کرده.
وقتی آمدم خانه، پدر و مادرم دوباره حرفهای همیشگی را شروع کردند:
"تو چرا قبلش سوال نکردی چقد می خواد بگیره؟"
"دکتره ساده گیرت آورده"
"ینی تو 155 هزار تومن دادی بهش برا سه تا خال ریز غیر گوشتی؟!!!"
"اصلا برا چی ویزیت گرفت ازت؟!"
"......."
ای خدا! یعنی من واقعا ساده ام؟ واقعا هر کسی می تواند سرم کلاه بگذارد؟ من واقعا در مورد خودم فکر میکنم آدم بی عرضه ای هستم که همیشه سرم کلاه می رود. اگر قدرت تصمیم گیری ام تضعیف نشده بود، همان شب عید میرفتم کلک خال ها را می کندم و با حرفهای مادرم ته دلم خالی نمیشد!



چهارشنبه 26 فروردین 1394 - 09:38 ب.ظ امضا معصومه نظرت؟ |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin