تبلیغات
معصومانه - مرگ ادب و غیرت

معصومانه

همیشه وقتی میدیدم یک آقا به یک خانم بخاطر اشتباه در رانندگی، گستاخانه و بی ادبانه، توهین میکند و گازش را می گیرد و می رود دلم می سوخت.
با خودم میگفتم چه مرد بی غیرت و بی ادبی! هرچند آن خانم مقصر باشد. ادب صحبت با یک خانم خیلی مهم است.
اصلا راستش را بخواهید از ترس این جور مردها، رانندگی نمی کنم.
شاید من زیادی حساسم ولی وقتهایی که اینجور صحنه ها را در خیابان می بینم با خودم می گویم اگر به جای آن خانم بودم حتماً کلی گریه می کردم. اینجور وقتها هیچ دفاعی نمی شود از خود کرد، باید مثل مردها باشی و تو هم دوتا فحش آبدار تر بگذاری روی فحش های او و تحویلش دهی و بروی و فراموش کنی.

چند روز پیش از در خانه بیرون آمدم و داشتم تلفن صحبت میکردم، خیابان جلوی خانه مان خلوت خلوت بود.
درب پارکینگ خانه ی همسایه، روزنه های مربع شکلی دارد. وقتی نزدیکش شدم حس کردم کنار صورتم چیزی تکان خورد، سرم را چرخاندم دیدم از یکی از این مربع ها، سر یک گربه بیرون آمده و زل زده به من!! وقتهایی که می ترسم واقعا کنترلم را از دست می دهم، یادم می رود کجا هستم و باید چه رفتاری داشته باشم.
یک دفعه از پیاده رو پریدم وسط خیابان! حس میکردم الان آن گربه می پرد روی من!
گوشی تلفنم که هنوز مخاطب پشت خط بود را فشار می دادم روی قلبم. یک دفعه به خودم آمدم و دیدم پسری سرش را از یک پراید بیرون آورده و رو به من با صدای بلند فحش می دهد. چند تا خانم و آقا هم از راه رسیدند و با تعجب داشتند ما را نگاه می کردند.
تازه فهمیدم نزدیک بوده تصادف کنم. من اصلاً نمی دانستم چه باید بگویم! مقصر بودم اما لایق آن همه توهین نبودم. فحش ها و فریادهایش تمامی نداشت، تمام بدنم می لرزید و زیر نگاههای سنگین آدمها به راهم ادامه دادم و تمام طول راه را گریه کردم. دلم می خواست برای او و تک تک آن آدمها که آنجا بودند توضیح بدهم که چه شد پریدم وسط خیابان.
به خدا گفتم تا آخر عمرم آن پسر بی ادب را نمی بخشم.

انگار جوانمردی و غیرت دارد می میرد. از تمام مردهایی که ادب رفتار با یک خانم را ندارند متنفرم.

چهارشنبه 12 فروردین 1394 - 05:27 ب.ظ امضا معصومه نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin