تبلیغات
معصومانه - بهشت هم برف می بارد؟

معصومانه


برف که آرام و ریز ریز می بارد، حس خیالپردازی من فعال تر می شود.

خانه ای یک طبقه که برفها بنشیند کف بام و گرمای سقف آبش کند و آب سرازیر شود در ناودان. خانه گرم گرم باشد.
دیگچه ی آش آرام روی اجاق غل بزند و عطر و بخارش همه خانه را پر کرده باشد.

پرده های توری را کنار بزنم و ببینم تک درخت لخت و پیر وسط حیاط ذوق کرده از لباس عروسی که به تن کرده، برفها آرام روی آب حوض شش ضلعی بریزد و شل شود در آب، مثل همیشه دل بسوزانم برای آنهایی که باید بیرون باشند و بلرزند و از این برف لذتی نبرند.
بعد بنشینم کنار پنجره، چای نبات داغ بنوشم و کتاب بخوانم. مثلا یک عاشقانه ی آرام، من او، یا اصلا شعرهای آقا سید برقعی.
یا مثلا بنشینم و با کاموای زرشکی، شال گردنی گرم و نرم برای عزیزی ببافم.
راستی بهشت هم زمستانهای برفی و بارانی دارد؟

زود قضاوت نکنید که چقدر رویایم تنهاست، شاید آنجا کنار پنجره، گاه گاهی زیر چشمی نگاهی هم به در دارم...
 

شنبه 12 بهمن 1392 - 07:42 ب.ظ امضا معصومه نظرت؟ |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin